جمعه، مهر ۲۹، ۱۳۸۴

بخشش

چند وقت پیش دوست خیلی‌ عزیزی از من خواست که ببخشمش. من هم بلافاصله از او خواستم که من ببخشه. من فکر می‌کنم که همه ما باید که از هم دیگه طلب بخشش بکنیم. خیلی‌ زود برای بخشیدن و بخشیده شدن دیر می‌شه. کاشکی‌ خیلی‌ زودتر از اینها میشد که همدیگرو میبخشیدیم اونوقت
دوستیهامون خیلی‌ قشنگتر میشد. علاوه بر بخشش باید از همدیگه زود به زود تشکر کنیم. تشکر هم دوستیها رو محکمتر میکنه هم محبت ها رو بیشتر. شاید بیشتر از همه باید از خدایی‌ که اصلان ما رو آفریده باید تشکر کنیم. بعد از پدر مادرمونیم. میدونید من نمیدونم چرا ما بچها اینقدر بد هستیم. یه دوستمون ها یه کار که برامون انجام میده ها هزاربار تشکر می‌کنیم اما طفلکی‌ پدر و مادر این همه سال زحمت کشیدن یه تشکر خشکو خالی‌ هم رومون نمی‌شه ازشون بکنیم. خودم میگم که از همه بدترم. اصلا همینجا از هم مامانم تشکر می‌کنم که خیلی‌ دوستش دارم و هم از بابام که به هر جهت واقعا آدم زحمتکشیه. از برادرم خیلی‌ عزیزم و از خواهر جیگرم هم تشکر می‌کنم به خاطر همهٔ محبتهاشون و مهربونیهشون که به من داشتن. و در نهایت از دوستان خوبم که همیشه هوامو داشتن و همیشه بهم لطف کردن.
سپاس خدای را عز و جل که ما را تنها آفرید - ما را تنها میراند اما هیچگاه ما را تنها نگذاشت
.

1 Comments:

Anonymous ناشناس said...

salam raess.mam mamnonim az khoda .man bishtar.chon ba in ke nisti,ba inke hasti vali bahat ekhtelafe fekri daram,inghad ba shoro bozorgi ke hamishe dar moghabelet kam miaram.bavar kon.manam az khoda be khatere to mamnonam .movafagh bashi.ya hagh

۱۱:۴۹ ق.ظ.  

ارسال یک نظر

<< Home