سالگرد مادر - اسوه صبر
امروز سالگرد مادر بود. نمیدونی چقدر دلم برای اون نگاه های مهربونش تنگ شده. دلم برای اون دستهای پیر رو نحیفش تنگ شده. وقتی که برامون شعری از زمان جوونیش میخوند از اون حافظش و از معنی اون شعرش واقعا لذت میبردم. اما یه چی بهتون بگم هیچی بیشتر از این منو نمیسوزونه که وقت رفتنش نبودم .اما انگار همیشه میدونستم که وقت رفتنش نیستم. همیشه این تصور رو داشتم که باید آماده رفتن به خونه باشم برای مادر.اما خوب در عوض از این خوش حالم که وقت رفتن من اون بود و خیلی هم سرحال بود. یادمه که اون روز بعد از مدتها بیماری سرحال شده بود. پشت میز نشسته بود خیلیم سر حال بود. کاملا هم در جریان بود که من دارم میرم. اتفاقا چه دعا های خوبی هم برام کرد.یادمه هر موقع که خونمون میومد سعی میکردم که بهش برسم میدونی چرا؟ چونکه میدونستم که دعاش رد خور نداره. و نداشت. و هنوز هم نداره. هر موقع که دعام میکنه حس میکنمش. تا مدتها خوابشو میدیدم و چقدر هم اون خوابها واقعیی بودن. اما خیلی وقته که حتا توی خوابم هم نیومده و این حسابی دلم رو براش تنگ کرده. اما میدونم که جاش خوبه. میدونم که خدا جایی بهتر از بهشت براش نداره. مادر جون بهشت بهت خوش بگذره.
قبل از اینکه این پست رو بنویسم میدونستم که زیاد نمیتونم بنویسم. هنوز هیچی ننوشته اشک تو چشمام جم شده.
پی اس: فاتحه یادتون نره. مرسی
قبل از اینکه این پست رو بنویسم میدونستم که زیاد نمیتونم بنویسم. هنوز هیچی ننوشته اشک تو چشمام جم شده.
پی اس: فاتحه یادتون نره. مرسی


2 Comments:
salam raesss.manam az avale khondanesh ashk to cheshmam jam shod.shayad cho ta hala nakhastam raftanesho hess konam.alan taz e mifahmam age bod chi bod .hala ke nist in khanevade ha vaghean yatim shodan.bikaso bi poshtvane.shayad age bod in dargiria sar daei inam be vojod nemiomad.rohesh shad.chon hamishe mikhast ba masmali kardane ghazaya hamechio aroom kone.hata baba ro.;-D
ya hagh
salam khoshtip,
rooheshoon shad bashe,
manam fatehe ferestadam.
baraye to ham arezooye salamati mikonam.
take care
be ma ham negah koni bad nist ha!!
Kambiz
ارسال یک نظر
<< Home