سالی دیگر

امسال هم گذشت. 365 روز دیگه از عمر نه چندان بلند ما گذشت. خوب خیلی اتفاقات توی 365 روز میتونه بیفته و افتاد. خیلیها از بین ما رفتند و خیلیها به جمع ما اضافه شدند. یاد همهٔ اونها که رفتند گرامی و قدم همهٔ اونها که اومدند مبارک. دلم خیلی از رفتن نوذری سوخت آرزو میکنم همونجوری که سالها خنده به لب هر زنده و مرده یی نشوند الان هم لبخند به لب به تماشای این بازی مشغول باشه. و این آرزو رو برای همهٔ اونهایی دارم که به نظر من از همهٔ ما زنده تر هستند. عید اونها هم مبارک. بعضی وقتا آرزو میکنم که کاش هیچوقت از بین ما نمیرفتند اما شاید الان زندگی خیلی بهتری نسبت به اینجا داشته باشند. پس چرا باید با این آرزوی بی موردم این فرصت رو ازشون بگیرم. به هر جهت هر پاییزی بهاری داره و هر زمستونی تابستونی رو به ارمغان میاره. باید هم بهار رو باور کرد و هم پاییز رو ، هم باید به زمستون احترام گذشت و هم از تابستون لذت برد. هیچ کدوم از اینهارو به تنهایی نمیشه انجام داد بلکه باید همه را در راستای یکدیگر به انجام رسانید. مرگ و زندگی هم مثل فصلها میمونند. باید از زندگی لذت برد و به مرگ احترام گذاشت. اما عید یه سمبل برای یاد آوری این دو مورد به ماست. یاد آوری اینکه بهار زمان آرامش و لذت انسان فرا رسیده و در عین حال گذر زمان و رسیدن به خط پایان رو اعلام میکنه. یعنی اینکه تا میتونید از این زندگی لذت و بهره ببرید که به خط پایان نزدیکتر شدید.
از زندگیتون لذت ببرید و یادتون نره که فقط یک بار به این دنیا میایید. فرصت ها کمند اما کافی اگر که چشم بینا برای دیدنشون داشته باشیم.
شاد باشید و سلامت و مملو از روح پر طراوت بهار.
راستی نگاهی به این وب سایت بندازید امیدوارم که همون ارامشی که از دیدنش نصیبم شد حاصل شما هم بشه. مصاحبه با خدا
از زندگیتون لذت ببرید و یادتون نره که فقط یک بار به این دنیا میایید. فرصت ها کمند اما کافی اگر که چشم بینا برای دیدنشون داشته باشیم.
شاد باشید و سلامت و مملو از روح پر طراوت بهار.
راستی نگاهی به این وب سایت بندازید امیدوارم که همون ارامشی که از دیدنش نصیبم شد حاصل شما هم بشه. مصاحبه با خدا


2 Comments:
salam raess.oza ahval.damet garm.khali bahal bood.norooze shomam mobarak.sad sal beh az in salha.interview with GOD ham bahal bod.ishala hamishe salamat bashi.ta bad aziz.
سلام
وقتي خاطراتت رو ميخوندم احساس كردم،يك قسمت بزرگي از خاطراتت تو ايران رو ننوشتي.نميدونم شايد به نظرت خيلي جالب نبوده ،شايدم اينقدر خاطراتت خوب بوده كه كلمات نميتونسته عمق مطلب رو نشون بده.من فكر ميكنم كه فرض دوم به حقيقت نزديكتر بوده.در هر حال جالب دونستم اسم چند نفر رو فقط براي خودت ،خودم و همه بچههايي كه با اونها خاطرات مشتركت داشتيم ببرم.
ياد مهديه،ليلا،كاوه،بهاره،الهام،پيمان،رامين،داريوش،فاضل تبار(كه اسم كوچكش يادم نيست)،كابوي،هندي ،نازلي،و...
همشون به خير. و اگه هر كدوم نوشته منو ميخونند ، به همشون ميگم كه دلم براي همه اونها تنگ شده و براشون آرزوي خوشبختي ميكنم.
ارسال یک نظر
<< Home